گیلان وکالت

اقناع درونی اجتماع از اجرای عدالت در جنایات علیه قربانیان خاموش

طی چند روز اخیر استماع اخباری تلخ و ناگوار در خصوص جنایات علیه کودکان بی دفاع و این قربانیان خاموش، سوای تاثر فراوان از حدوث این وقایع دردناک ، ناخوداگاه ذهن را به فیلم پلیسی جنایی قتل در قطار سریع السیر شرق برگرفته از رمان اگاتاکریستی،نویسنده شهیرانگلیسی میبرد.

رمان مذکور بعنوان شاهکاری از سری داستانهای پلیسی-جنایی اثر اگاتا کریستی جهت تبیین حقایقی اجتماعی  در خور تامل و تعمق فکری میباشد.  البته جهت فهم و درک بیشتر فحوای موضوع شاید لازم باشد داستان مارالذکر، بیش از یکدفعه توجه و  مرور گردد. علی ایحال پاسخ به این پرسش که اساسا این ژانر چه ارتباطی با موضوع جنایات اخیر علیه کودکان میتواند داشته باشد؟موکول و موقوف میگردد به ملاحظه و یا تماشای داستان توسط مخاطب عزیز... ولیکن انچه باعث معطوف شدن ذهن  به مقوله این داستان پلیسی- جنایی پس از حوادث اخیر و بدین سان نگارش این نوشتار گردید، حقیقتا پلان نهایی و پارت اخر داستان میباشد . دقیقا صحنه و قسمتی که تصمیم گیری جناب کاراگاه اسکاتلندیارد (پوارو) را به وجهی تلویحی نمایان میسازد.

 تصمیمی که گویا بر اثر درک عمیقی از نیاز به اجرای عدالت از نگاه اجتماع، جنایت در قطار سریع السیر شرق را توجیه مینماید .

تصمیمی که بطور قطع و یقین به لحاظ قانونی و انتظامی چالش برانگیز و مورد نکوهش خواهد بود. تصمیمی که تنبیه قانونی در پی دارد ولیکن شاید تمجید اجتماعی نیز داشته باشد.

اجرای دقیق عدالت کیفری خصوصا زمانیکه با چالش خلأ و نقصان قانون و راهکار مجرم گریزی همراه باشد ذهن حقیقت جو و فطرت  عدالت پرور افراد اجتماع را  که بدلیل تاثر از وقوع چنین جنایات غیر قابل گذر دچار جراحات شدید احساسی-عاطفی از بعد نوعدوستی قرار داده است و حس همدردی و همذات پنداری با نزدیکان این قربانیان معصوم را فراهم میاورد باعث میشود شاید از سویی اتخاذ چنین تصمیماتی با همه عواقبش قابل توجیه و حتی بعضا قابل تمجید نیز باشد.

سکون و ارامش درونی اجتماع از اجرای صحیح عدالت و مجازات مجرم قسی القلب بسیار حایز اهمیت بوده و تا زمانیکه این اقناع درونی محقق نگردد چه بسا بغض و کین اجتماع نسبت به اجرای عدالت در قالب مجازاتی علی الاغلب موازی با نوع و سیاق جرم ارتکابی باقی خواهد ماند.

توجها و تاکیدا فارغ از هرگونه پذیرش یا عدم پذیرش چنین فحوا و تصمیماتی ، معروض است: اینکه  تکامل قانون تا چه میزان در اجرای عدالت کیفری به گونه ای که متضمن اقناع درونی اجتماع انسانی را ممکن سازد مقوله ایست مهم و حایز اثار و اهمیت.

تفسیر فوق الذکر صرفا از منظر کاووشی روانشناسانه بر مبنای فطرت عدالت خواهی در اجتماع انسانی میباشد.

و گرنه به طور کل توجه به مقوله علت گرایی به جای معلول گرایی در پیشگیری از وقوع جرایم و جنایات خود مهمترین  دغدغه و مورد تاکید است.

نگارنده:محبوبه توکلی وکیل پایه یک دادگستری و عضو رسمی کانون وکلای تهران