قواعد حقوقي حاکم بر شهادت

2014-06-12 20:39:54 944

راه‌هاي زيادي براي  اثبات ادعا در دادگاه وجود دارد که يکي از آنها گواهي شاهدان يک ماجراست. شهادت در پرونده‌هاي قضايي بسيار مورد استفاده قرار مي‌گيرد و يكي از مهمترين مستندات صدور آراي دادگاه‌ها به حساب مي‌آيد.

 يک تعريف ساده
شهادت يكي از ادله اثبات دعواست و شامل اِخباري (خبردادني) مي‌شود که از طرف يک نفر مطرح و روند پرونده را به نفع يکي از طرفين تغيير مي‌دهد. به اين ترتيب شهادت 4 رکن دارد که شامل موارد زير مي‌شود:
1- اخبار
2- اخبار به حق
3- به نفع غير
4- به ضرر غير
 
 اعتبار شهادت را در نظر داشته باشيد
اين طور نيست هر کسي از گرد راه مي‌رسد، مدعي شود درباره مساله‌اي اِخبار دارد و دادگاه يا مقام قضايي هم آن را بپذيرد. براي اينکه گفته‌هاي چنين فردي مقبول شود بايد شرايط قانوني نيز داشته باشد. اين شرايط که مربوط به شاهد مي‌شود در ماده 1313 قانون مدني و تبصره 1و2 آن آمده است. فردي که مي‌خواهد شهادتي بدهد بايد بالغ و عاقل باشد. از ديگر ويژگي‌هاي مورد نياز شهادت عدالت، ايمان، طهارت مولد، ذي‌نفع نبودن  در پرونده و عدم تكدي‌گري است.
عادل كسي است كه مرتكب گناه كبيره نشده باشد و بر گناه صغيره نيز اصرار نورزد.  همچين طهارت مولد يعني شاهد از روابط نامشروع به وجود نيامده باشد و به عبارت ديگر ولدالزنا نباشد زيرا اگر يکي از اين دو شرط تحقق نيابد، دادگاه شهادت فرد را قبول نمي‌کند.
 نحوه شهادت
فرض را بر اين بگيريد که شاهد شما همه شرايط را دارد و ايرادي به او از نظر قانون وارد نيست بايد اين را نيز بدانيد که نحوه شهادت دادن هم شرايطي دارد که بايد در نظر گرفته شود و در مواد 1315 تا 1318 قانون مدني به اين شرايط پرداخته شده است. بر اين اساس شاهد بايد به حرفي که مي‌زند يقين داشته باشد و قطعا بداند که فلان اتفاق رخ داده يا نداده است. همچنين شاهد حرفي که مي‌زند بايد با دعوايي که مطرح شده است مطابقت داشته باشد ضمن آنکه اگر براي يک ماجرا يا يک پرونده تعدادي شاهد اقدام به شهادت کرده‌اند بايد شهادت آنها با يکديگر يکسان باشد و هم‌سان نبودن شهادت آنان و تفاوت در بيان ماجرا باعث مي‌شود اثر شهادت از بين برود.
 انواع شهادت براي انواع دعواها
اين را نيز بدانيد که براي هر دعوا يک نوع خاص شهادت در نظر گرفته شده است که به چهار دسته تقسيم مي‌شوند.
دسته اول مربوط به انواع و اقسام دعواهاي طلاق و دعاوي غير مالي است که در اين صورت شاهد بايد شرايطي داشته باشد که شامل نفع شخصي نداشتن در پرونده، بلوغ، عقل، بي‌طرف بودن و ... مي‌شود. در اين موارد بايد دو مرد شهادت بدهند.
دسته دوم به دعاوي مالي يا آنچه مقصود از آن مال باشد از قبيل دين، ثمن مبيع، وقف، اجاره، وصيت به نفع مدعي، غصب، جنايات خطايي باز مي‌گردد. منظور از مورد آخر جرايمي است که فرد قصدي براي انجام نداشته اما کاري را انجام داده که در نهايت به جرم ختم شده است. مثلاً كسي سنگي را به سويي پرتاب کرده اما ناگهان به فردي برخورده و در اثر آن ضربه شخص فوت کرده است. اين فرد با شهادت دو مرد يا يک مرد و دو زن به ديه محکوم مي‌شود.
 دسته سوم در باره دعاوي‌اي مطرح مي‌شود که بيشتر زنان از آنها خبر دارند؛ مواردي مانند تولد فرزند، عيوب دروني زنان و غيره شهادت در اين موارد گواهي چهار زن، دو مرد يا يك مرد  و دو زن اثبات مي‌شود.
در اين ميان بد نيست اين نکته را نيز بدانيد که كليه دعاوي مالي با گواهي دو مرد يا يك مرد و و دو زن  ثابت مي‌شود همچنين در دعاوي مالي اگر براي خواهان اين امكان وجود ندارد که دلايل اثبات ادعاي خود را بياورد مي‌تواند با معرفي يك گواه مرد يا دو زن به ضميمه يك سوگند، ادعاي خود را اثبات کند.
  کجا شهادت بدهيم؟
بالاخره شاهد بايد در جايي حاضر شود و شهادت بدهد. در اين ميان طبق يک اصل كلي، محل رسيدگي به تمامي ادله از جمله شهادت دادگاه است. اين مورد در ماده 200 قانون آيين دادرسي مدني درج شده و در اين ماده آمده است که: «رسيدگي به دلايلي كه صحت آن بين طرفين مورد اختلاف و موثر در تصميم نهايي باشد در جلسه دادرسي به عمل مي‌آيد مگر مواردي كه قانون طريق ديگري معين كرده باشد»
به اين ترتيب شهادت شهود بايد در جلسه دادرسي باشد البته اين محل و زماني که بايد در آن حاضر باشند از قبل به طرفين اطلاع داده شود.
  اگر گواه نتواند بيايد
گاهي نيز پيش مي‌آيد که شاهد يا همان گواه نمي‌تواند در جلسه حاضر شود. قانونگذار اين مورد را در ماده 244 قانون آيين دادرسي مدني پيش‌بيني کرده است و برابر آن، اگر چنين مشکلي پيش بيايد يعني اگر شاهد نتواند در محل دادگاه حاضر شود، در صورتي که دادگاه صلاح بداند يکي از قضات دادگاه به محل زندگي يا محلي که شاهد حضور دارد مي‌رود و شهادت وي را مي‌شنود.
البته گاهي نيز پيش مي‌آيد که شاهد همان زمان در دادگاه ديگري حضور دارد؛ در اين مورد نيز برابر ماده 245، شاهد مي‌تواند از دادگاهي که در آن حضور دارد بخواهد شهادتش را بشنود.
حالا اگر قصد داريد شاهدي را احضار کنيد بايد دو نکته را در نظر داشته باشيد: نخست اينکه شاهد بايد احضار شود و کسي که شهادت وي را لازم دارد بايد هزينه‌هاي اين کار را مثل هزينه‌هاي رفت و آمد شاهد را بپردازد.
 اگر شاهد نيايد
کم نيست مواردي که فردي از موضوعي اطلاع دارد و شهادتش مي‌تواند در روند پرونده اثر داشته باشد اما براي شهادت دادن در دادگاه حاضر نمي‌شود. اينجا سوالي پيش مي‌آيد مبني بر اينکه آيا مي‌توان شاهدي را كه با ابلاغ احضاريه حاضر به اداي شهادت نشده است، جلب کرد؟
عده‌اي معتقدند اين کار ممکن است، چون در صورت شهادت، شاهد حق به حق‌دار مي‌رسد اما مشهور فقها معتقدند در امور مدني نمي‌شود شاهدي را که از شهادت با احضار خودداري مي‌کند، جلب کرد. در ماده 243 قانون آيين دادرسي مدني آمده است: «گواهي كه برابر قانون احضار شده است چنانچه در موعد مقرر حضور نيابد دوباره احضار خواهد شد». پس در امور مدني نمي‌توان گواه را جلب کرد ولي در امور كيفري اگر شاهد براي دوم احضار بشود و نيايد، دستور جلب وي صادر مي‌شود.
 وقتي پاي شاهد به دادگاه برسد
حالا که پاي شاهد به دادگاه رسيده است، اين محل عدل و داد درباره شهادت شاهد وظايفي بر عهده دارد.
دادرس در قدم اول بايد دستور شنيدن شهادت شاهد را صادر کند. در اين دستور بايد تاريخ و محلي که بايد شاهد، شهادت بدهد مشخص و اين دستور به طرفين دعوا ابلاغ شود.
وظيفه بعدي شنيدن شهادت است؛ به عبارتي بعد از صدور قرار و حضور شهود در جلسه رسيدگي، بايد شهادت آنان شنيده شود. در اين مرحله مقام قضايي دادگاه بايد درباره شهادت دروغ و مجازاتي که در اين صورت متوجه فرد مي‌شود، به شاهدان توضيحاتي ارائه کند.  
بد نيست بدانيد که برابر ماده 650 قانون آيين دادرسي مدني مجازات گواهي دروغ از سه ماه و يك روز تا دو سال حبس يا يك ميليون و پانصد هزار تا دوازده ميليون ريال  جريمه نقدي پيش‌بيني ‌شده است.
مرحله بعدي تنظيم صورت‌جلسه و ارزيابي مفاد شهادت است. در اين مرحله دادگاه بعد از شنيدن شهادت بايد تمام حرف‌هاي وي را عيناً در صورت مجلس قيد کند. شاهد بايد زير برگه‌ها را امضا کند يا اثر انگشت بزند.
 بايد و نبايد طرفين
زماني که شاهد، شهادت مي‌دهد، طرفين دعوا نيز مسئوليت‌هايي دارند مثلا نبايد اظهارات وي را قطع کنند اما اگر سوالي از شاهد دارند، مي‌توانند توسط دادگاه سوال خود را بپرسند.
گواهان نيز قبل از اداي شهادت، نام و نام خانوادگي، شغل، سن و محل اقامت خود را مي‌گويد و سوگند ياد مي‌كنند كه تمام حقيقت را بگويند و غير از حقيقت چيزي نگويد. البته در اين باره نيز بايد بدانيد که اگر احقاق حق وابسته به گواهي شاهد نباشد، لازم نيست که وي سوگند ياد کند.
منبع :روزنامه حمايت - پنجشنبه - 22/3/1393

برچسب ها :
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نگردیده است